|
به دنبال دل
مسائل روز جوانان
|
|
|
|
||||
|
توجه:مطالب اين وبلاگ از بالا بروز ميشود با سلام همانطور كه در مطلب قبلي نوشتم از اين به بعد سعي دارم در مورد مسائل كنوني جامعه بنويسم وآنچه را كه در حال حاضر از جريان جامعه ام مي فهم و حق ميدانم بيان كنم وبحثهاي تئوريك را در لابلاي همين مطالب به عرض دوستان برسانم. البته من نمي گويم كه هر چه مي نويسم صحيح است و غير آن نيست و آنچه كه اتفاق مي افتد حتما" هماني است كه من فكر مي كنم و بيان مي كنم بلكه نظر من بر اينست كه من هم بعنوان يك شخص مسئول در قبال جامعه ام بايد آنچه را كه به حقيقت نزديك است بيان كنم واميدوارم اگر عزيزي مطالب بنده را ميخواند و مطلبي را به ذهنش ميرسد بنويسد تا در اين تعاملات فكري بتوانيم به يك راهكار عملي و درست برسيم وآن را بعنوان يك هدف وراه در اختيار ديگران بگذاريم واگر در برابر هر جريان اجتماعي بي تفاوت ونا اميد باشيم باز در همين جائي كه هستيم در جا خواهيم زد و مطمئنا بايد انتظار وضع بد تري را هم داشته باشيم واين بدترين نوع خيانت به اسلام و شيعه وافكار وعمل رهبر آن يعني علي (ع)است. پس لطفا با نوشتن نظرات من را راهنمائي كنيد. مطمئنا" اولين موردي كه در جامعه كنوني امروز ما مطرح است بحث انتخابات است بحثي كه در كشور ما و به طور كل در همه كشورهاي در حال توسعه بر خلاف كشورهاي پيشرفته تبديل به حركت و جريان تبليغاتي شده است وملعبه اي شده است در دست حاكمان براي مشروع نشان دادن خود در برابر مردم خود ووجدان آگاه ديگر كشورها تا بتوانند با همين آراي توده براي خود مشروعيت نزد افكار جامعهء خود وديگران دست وپا كنندحال چرا من مي گويم كه اين حركات و جريانات در جامعه امروزي ما كه چندين وچند لفظ مقدس را يدك مي كشد تبليغاتي است در حالي كه صورت كار نشان ميدهد كه اين عمل آزادانه واز روي اختيار است يعني مردم به راحتي مي توانند به پاي صندوق راي بيايند به شخص يا اشخاص مورد نظرشان راي دهند وبعد هم واقعا" انتخابات سالم باشد وهمان شخص يا اشخاص مورد نظر توده بدون هيچ دخل وتصرف و تقلبي از صندوقهاي راي بيرون بيايد .بله ظاهركار هم واقعا مشكلي ندارد يا اگر هم دارد كليت كار را زير سوال نمي برد پس اشكال كار كجاست و اساسا چرا اين نوع حكومتها براي بقاي خود نياز به چنين انتخابات يا حركات تبليغا تي مشابه دارند؟ جواب اين سوال تمام مطلبي را كه من مي خواهم بگويم بيان مي كند كه قسمتي از اين جواب را امروز مينويسم وبقيه را ان شاءا... در مطالب آينده. هدف و آرمان تمام اديان الهي ازدين آدم تا دين محمد بن عبدا... يعني اسلام اين بوده است كه انسان را به كمال و سعادت ابدي برساند.يعني سعادت وخوشبختي براي تمام مردم در طول تاريخ هم در اين دنيا و هم در دنياي پس از مرگ .بطور طبيعي براي اينكه سعادت تمام مردم در اين دنيا توسط حاكمان تامين شود لازم است كه عدالت در جامعه برقرار شود .(ان انشاءا... بعدا" مفصل در مورد عدالت بحث خواهم كرد) ومشكل هم همين جاست يعني "عدالت ".تمام حكومتهاي مستبد در طول تاريخ از اين واژه وعمل به آن گريزان بودند و جالب است بدانيد تمام اين حكومتها ابتدا براي برقراري همين اصل عدالت روي كار آمدند و حالا خود به يكي از دشمنان عدالت تبديل شده اند.وقتي در جامعه اي عدالت برقرار نباشد خواه اين بي عدالتي توزيع ثروت باشد خواه در توزيع امكانات و حتي در توزيع قدرت بطور طبيعي در آن جامعه نارضايتي عمومي بالا ميرود واين براي حاكمان بسيار هولناك است چون آنها تمام قدرت و شوكت امروزي خود را در پناه همين مردم بدست آورده اند وحاضر نيستند كه اين نيروهاي رايگان را به راحتي از دست دهند چون چنين حاكماني ميدانند كه براي بدست آوردن مجدد همين نيروها بايد هزينه گزافي را بپردازند. بر خلاف آنچه اغلب توده استنباط ميكنند وفكر ميكنند رضايت عمومي براي اين حاكمان مهم است وهميشه اولين چيزي را كه در تصميم گيريهاي حكومتي به آن توجه دارند همين مسئله رضايت عموميست و البته حكومتهائي كه به اين اصل توجه نكردند بسيار زود از هم فرو پاشيدند هر چند در اين جامعه ها توسط حاكمان جو رعب و ترس در مردم تزريق شده باشد يا نوع برخورد با مردم عدالت خواه به بدترين نوع ممكن باشد باز تمام اين عوامل رعب آور از فروپاشيدن آنها جلوگيري نكرد. اين مطلبي را كه من عنوان مي كنم مربوط به عصر يا دوره خاص زماني ومكاني نيست بلكه مربوط به طول تاريخ است چه در گذشته و چه حال وآينده را هم كه نمي دانيم . ( البته عاقبت تمام حكومتها ومردمان ظالم گذشته را هم خوانده ايم و هم برايمان گفته اند يا حتي به چشم ديده ايم و ديگر نيازي به ياد آوري و تكرار نيست).بنابر اين حكومتي در اين ميان بيشتر دوام مي آورد كه بيشتر به اين اصل توجه كند و اگرهم حكومتي تمايلي به اجراي اين اصل در زندگي مردم ندارد به شيوه هاي مختلف مي خواهد به مردمش بفهماند كه در پي تحقق عدالت است و اگر هم جائي بي عدالتي اي وجود دارد مربوط به بدنه حاكمان و حكومت نيست بلكه مربوط به اشخاص يا گروههائي است كه اساسا"وابسته به حكومت نيست ودر اين راه باتمام امكانات ونيروهاي تبليغاتي خود سعي مي كند به توده بفهماند كه خود حكومت نيز در حال مبارزه با اين اشخاص و يا گروههاست و براي اينكه بتواند در اين راه موفق شود احتياج به كمك توده ومردم دارد كه اين كمك مردم در حكومتهاي گذشته به صورت حضورمردم در جنگهائي با اهداف پوچ بر عليه كساني كه آنها نيز بوسيله حاكمان خود درست به همان صورت فريفته شده بودند و در حكومتهاي امروزي بصورت متمدانه تر وامروزي تربصورت حضور توده در فلان راهپيمائي وانتخابات متجلي ميشود. بنابر اين در اين ميان توده خودبخود بدست خود با عدالت به مبارزه برمي خيزد وحاكمان نيز در اين ميان به هدف خود كه همان مشروعيت پيدا كردن در افكار جامعه خود وبيگانه است ميرسد.البته هدف من اين نيست كه بگويم كه كنار كشيدن ومثلا" تحريم انتخابات چاره كار است بلكه ميخواهم بگويم كه بايد حضور در چنين جريانات بايد با آگاهي همراه باشد وراه را عقلاني انتخاب كرد و دچار مردم زدگي واحساسات نشد وفهميد كه همچون علي (ع) چه موقع بايد سكوت كرد وكاري نكردوچه موقع بايد حضور پيدا كردو انقلابي شد. <معلم شهید:آنها که رفتند کربلائی اند ٬آنها که ماندند باید کاری زینبی کنند٬وگرنه یزیدی اند.>
2
نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم فروردین 1384ساعت 3:19 توسط مهدي مقضی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
از کجا آغاز کنیم؟ |
|
|||
|
توجه:مطالب اين وبلاگ از بالا بروز ميشود باسلام در بحثهاي قبلي بطور كلي وازمنظر جامعه شناسي قضيه شناختيم كه روشنفكر كيست و چه مسئوليتي دارد و يكي از آفاتي كه دامنگير اغلب روشنفكران امروز شده است بيان كردم .در اين مبحث سعي مي كنم اين بحث را به پايان ببرم واز مباحث بعدي براي اينكه خوانندگان محترم از اين بحثهاي تئوريك خسته نشوند به مسائل روز جامعه بپردازم واتفاقاتي كه امروز در جامعه اتفاق مي افتد را تحليل كنم وبحثهاي تئوري را در لابلاي مطالب بياورم.اميدارم كه ديگر دوستان وهمفكران وهمدردان نيز با نظرياتشان بنده را همراهي كنند. آفات روشنفكر امروز(قسمت آخر) از ديگر مشكلاتي كه روشنفكر امروز گريبانگير آن شده است اينست كه اغلب كساني كه به اين قشرمنتسب هستند دچار يك بيماري اي شده اند و آن اينست كه حس مردم گريزي در اين قشر در حال رشد است به اين مفهوم كه روشنفكر امروز از امكاناتي كه براي هدايت توده در دست دارد استفاده نمي كند براي اينكه مسئله ملموث تر شود به ذكر مثالي ميپردازم : مثلا " در جامعه امرزي ما شاهد اين هستيم كه در اغلب مجالس مذهبي ويا حتي مناسبتي و حكومتي قشر روشنفكر حضور ندارد و شاهد اين هستيم كه قشر مذهبي سنتي واپس گرا ميدان را براي شستشوي مغزي توده هموار ديده و كمال استفاده را از اين تريبونها ومجالس مي كند و سوار بر احساسات توده اغلب به هدفهاي شوم خود مي رسند ودر اين ميان روشنفكري كه مسائل را مي فهمد و ميتواند تحليل كند فقط نظاره گر فرصتهائي است كه در اين بين از ميان ميرود و نسل جواني كه در اين ميان بي مسئوليت بار مي آيد واين همان هدف تمام حكومتهائي است كه مي خواهند مستبد باشند و پاسخگو نباشند و در اصل سوالي مطرح نشود ويا نگذارند كه مطرح شود تا پاسخي از سوي حاكميت داده شود .حال سوال اينست كه چرا اين گونه است چرا اين قشر از اين فر صتها استفاده نمي كنند؟ اغلب روشنفكران بر اين عقيده اند كه مثلا فلان مجلس مذهبي ويا فلان مجلس حكو متي را قبول ندارند و با اعتقاداتشان در تضاد است يا به نام تمدن و قرن بيست ويكمي و يا به نام اينكه اين راه را به عنوان مسير مبارزه انتخاب كرده اند و جالب اينكه توده را نيز به همين راه مي خوانند ودر اغلب مواقع موفق نمي شوند وآنگاه است كه سر خورده مي شوند وروي به فلان آمار رسا نه جيره خوار بيگانه مي آورد ومي خواهد مثلا توجيه كند كه مثلا فلان جمعيت به خيابان نيامده اند ويا اگر نمي آمدند فلان و بهمان مي شد اين يك نوع كج فهمي اي است كه اغلب اين قشر به آن مبتلا يند. همانطور كه در بحثهاي قبلي هم گفتم روشنفكر امروز بايد بفهمد كه در چه جامعه اي زندگي ميكند مذهب مردمش را بشناسد پايگاه هاي اين نسل را بشناسد وسعي كند به اين پايگاهها راه پيدا كند و مقبوليت عمومي كسب كند تا بتواند در جامعه اش تاثير گزار باشد واين را بفهمد كه مثلا فلان متد غربي كه در جامعه ديگر با مردم متفاوت و اعتقادات و شعور مردمي متفاوت اجرا شده و جواب هم داده است نمي تواند در جامعه او نيز همان تاثيرات را بگذارد.روشنفكر مسئول بايد متدهاي پيشرفته دنياي امروز را دريافت كند با اعتقادات غالب جامعه اش مقايسه كند و حتي خلاقيت به خرج دهد واين متدها را به نفع مذهبش و مردمش تغيير دهد آنگاه در جامعه مطرح كند واگر چنين نكند به طور حتم شكست خواهد خورد واگر هم پيروز شود مقطعي و زودگذر خواهد بود.
2
نوشته شده در سه شنبه سی ام فروردین 1384ساعت 3:27 توسط مهدي مقضی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
توجه:مطالب این وبلاگ از بالا به روز می شود با سلام در بحث قبلی گفتم که در جامعه امروز ما چه کسانی در قبال جامعه خود مسئولیت دارند وبه این نتیجه رسیدیم که مسئولیت داشتن محدود به یک دسته یا طبقه علمی واجتماعی نمیشود بلکه همه افراد در قبال جامعه خود مسئولند اما در این راه نیز آفاتی مسلما" گریبان گیر روشنفکر امروزی میشود که سعی میکنم چند نوع از این آفات را به اختصار توضیح دهم: آفات روشنفکر امروز ۱-روشنفکر باید تیپ یا روح فکری غالب و حاکم بر جامعه اش را به خوبی بشناسد وسعی نکند که از روی تعصب با آن مقابله کند هر چند که میداند این روح فکری غلط می باشد.یعنی مثلا" در جامعه کنونی امروزی ما تیپ فکری حاکم بر جامعه ما روح مذهبی میباشد.بنابراین یک روشنفکر که میخواهد به جامعه خود کمک کند باید این روح فکری غالب بر جامعه را بپذیرد وبنابر این برای اینکه بتواند این روح فکری حاکم را به چالش بکشد باید یک شناخت کامل و بدور از هر گونه تعصب قومی و مذهبی و فرقه ای از این روح مذهبی که همان دین اسلام وشیعه میباشد بدست آورد.منظورم این است که یک روشنفکر امکان ندارد بتواند یک درمان برای جامعه امروز ایران ارائه دهد بی آنکه شناختی از اسلام ٬شیعه و شخصیت های تاثیر گذ ارش همچون حضرت محمد بن عبدا...و حضرت علی(َع) داشته باشد واین درمان بتواند در جامعه اثر کند و دوام بیاورد و زودگذر نباشد.البته روشنفکربرای شناخت پیدا کردن از دین اسلام وشیعه وچهره های یگانه اش باید وسواس زیادی به خرج دهد .روشنفکر باید به دنبال منابعی بگردد که چهره واقعی این شخصیتها ٬اهدافشان٬مسئولیت ونقششان را در تاریخ بطور خالص وپاک به وی بشناساند نه منابعی که آمیخته شده با تعصبات فرقه ای و قومی می باشد.در این مورد نیز معلم شهید حق مطالب را ادا کرده است و توانسته چهره حقیقی و بی بدیل این افراد را به ما بشناساند بی آنکه بخواهد از احساسات مردم برای اثبات درستی فکرش استفاده کند بلکه با یک دیدگاه عقلانی ومنطقی و بدور از هر گونه تعصبی ما را با اصل دین و مکتب شیعه آشنا میکند. بنابر گفته او نمی توان ادعای شیعه علی بودن را کرد ولی در قبال جامعه ات احساس میئولیت نکنی و حرفی و حرکتی نکنی. آثاری قابل تامل از این معلم گرانقدر بر جای مانده است که ان شاا... بزودی بعضی از مطالب و سخنرانیهای معلمم را در وبلاگ قرار میدهم. این یکی از آفات روشنفکری امروزیست بقیه مطالب را بزودی خواهم نوشت. <معلم شهید:آنها که رفتند کربلائی اند ٬آنها که ماندند باید کاری زینبی کنند٬وگرنه یزیدی اند.>
2
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم فروردین 1384ساعت 15:25 توسط مهدي مقضی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
با سلام
در ادامه بحث می خواهم یک سوال مهم را مطرح کنم که پاسخ به آن میتواند در فهم مسائل به کمک مخاطب بیاید و وظیفه هر کس را در قبال جامعه اش روشن کند.سوالی که مطرح است این است که در جامعه کنونی ما با تمام مختصات حکومتی اش ٬فرهنگی اش٬اجتماعی اش وبخصوص مذهبی اش چه کسی باید احساس مسئولیت کند؟چه کسی واجد شرایط است و توانائی این را دارد که مسائل روز جامعه اش را تحلیل کند؟ پاسخی که به این سوال می تواند داده شود این است روشنفکران جامعه.واین درست بحثی است که است که می خواهم مطرح کنم که روشنفکر کیست و چه خصوصیتی دارد؟در پاسخ به این سوال جوابهای مختلفی از سوی صاحبنظران داده شده است اما در میان تمامی این جوابها وبا اندکی تامل در پاسخها وبا عنایت به اینکه کدامین پاسخ بدرد جامعه امروزما میخورد پاسخی است که معلم شهید دکتر علی شریعتی در سی واندی سال پیش به آن داد . معلم شهید اعتقاد داشت روشنفکر کسی است که مسائل جامعه اش را درک میکند ٬ایده ال جامعه اش را می شناسد ٬میداند که جامعه امروزش تشنه چیست وچه می خواهد تمام اینها را میفهمد ودرک میکند وراه حل ارائه میدهد.همانطور که از بیان معلم شهید بر میآید اینست که روشنفکر هر کسی میتواند باشد بدون توجه به پایگاه وموقعیت اجتماعی اش و سطح معلومات وتحصیلاتش.یعنی یک فرد میتواند در جامعه پائینترین سطح تحصیلات را داشته باشدو سنگینترین کار یدی را بکند اما در عین حال روشنفکر باشد ودر طرف مقابل یک فرد با بالاترین درجه تحصیلات در علوم مختلف بدلیل اینکه در برابر مذهبش ٬جامعه اش احساس مسئولیت نمی کند روشنفکر نباشد.این دیدگاهی است که به نظر من درست است و برای همه جامعه در همه لایه های طبقاتی مسئولیت می آورد.البته یک روشنفکر وقتی به سلاح علم مجهز باشد بهتر می تواند ابعاد مختلف یک جریان اجتماعی را بفهمد و آن را تحلیل کند و راه حل بهتری ارائه دهد.با این دیدگاه دیگر طبقات پائین جامعه نباید در خود احساس حقارت کند و باید در خود مسئولیتی را احساس کند که تمام حرکات رهبران ومردم٬ جامعه اش را زیر نظر بگیرد و با ایده آل های غالب٬ خودوجامعه اش مقایسه کند وبتواند تشخیص دهد که حق کدام است وبفهمد که فلان حرکت تبلیغاتی که از سوی حاکمانش برای او ومردمش در نظر گرفته اندبرای چیست وچه کسانی می خواهند در پشت این حرکت تبلیغاتی که او و مردمش راه می اندازند پنهان شوند ومتوجه این باشد که در پشت تمام این شلوغی های کاذب چه حرفهائی را نمی خواهند یا دوست ندارند یا به منافعشان نیست که او بفهمد ومواظب باشد که توسط همین حاکمان برای این تبلیغات از او سو استفاده نشود .هر کسی در این قشر مسائل جامعه اش را میفهمد باید در خود احساس مسئولیت کند و هرگز احساس نامیدی نکند واز کوچکترین پایگاهی هم که در اختیار دارد باید استفاده کند وذهن هم نوعش را هم مذهبش را وبالاخره همدردش رابتواند به روشنی وعدالت وحق میل دهد . ان شاءا... ادامه این بحث را بزودی خواهم نوشت. <معلم شهید:ارزش ماورائی هر کسی به اندازه حرفهائی است که برای نگفتن دارد.>
2
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم فروردین 1384ساعت 16:22 توسط مهدي مقضی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
از کجا شروع کنیم؟ |
|
|||
|
با سلام
از امروز به امید خدا کار این وبلاگ را شروع میکنم.امیدوارم با کمک شما دوستان وهمفکران بتوانم به آنچه که هدفم میباشد دست پیدا کنم. همانطور که میدانید امروز استعمار به معنای عامش در پوستینهای کهنه ونو توانسته است خود را بر تن نسل امروز کند و نسل امروز و بخصوص نسل جوان برای اینکه از گزند حملات در امان بماند و برهنه نماند آگاهانه یا نا آگاهانه یا از روی مصلحت یکی از این پوستینها را انتخاب کرده است وآن را پوشیده تا در این دنیای وانفسا از گزند حملات عوامل خارجی در امان بماند بی آنکه بداند این پوستین تبدیل به پالان خری شده است که عده ای برای سواری گرفتن از او بر تن او کرده اند واز او بهره می کشند.این را هم بگویم من در اینجا قصد ندارم حرفهای تکراری را که امروز از زبان کسانی میشنویم که خود بر ما سوارند تکرار کنم .من به عنوان یک جوان ایرانی که شرایط حال جامعه ام را درک میکنم و احساس مسئولیت میکنم قصد دارم در حد توانم به هر وسیله ای نسل امروز را از این دردی که دچارش شده است آگاه کنم و در این راه هم فقط حرف حق را بزنم .امیدوارم در این راه همفکرانم و همدردانم به کمکم بیایند و مسئولیت احساس کنند و نگویند که اینجا هم محلی است برای نالیدن از دردها ودیگر هیچ.ما باید از درد حرف بزنیم اما از آن ننالیم بلکه از درمانش حرف بزنیم ودر این راه هرگز ناامید نشویم و تا رسیدن به هدف به تلاشمان ادامه دهیم و اگر موفقیتی را هم به چشم ندیدیم لا اقل شرمنده نسل روشنفکرفردا نشویم تا نگویند پدران ومادران ما به هر ذلتی تن دردادند بی آنکه تلاشی برای رهائی خود کنند وفقط از درد نالیدند وهرگز کاری وحرکتی نکردند تا خود را برهانند یا به مستعمرانشان بفهمانند که آنها میفهمند که با آنها چه میکنند .پس اولین هدف ما باید این باشد که دردهای جامعه کنونی را بفهمیم و درمان را ارائه دهیم ودرست ارائه دهیم یعنی درمانی بر مبنای حق نه درمانی آمیخته شده با مصلحتهای گروهی وحزبی وتعصب مذهبی یا غیر مذهبی.البته من به خودی خود از دشوار بودن این راه کاملا آگاهم که بسیار سخت خواهد بود که از حق حرف بزنی و متهمت نکنند که به فلان حزب یا گروهی منتصب هستی و با فلان گروه دشمن.در آخر از خداوند مدد می طلبم که در این راه کمکم کند و از شما یاران و همفکران و همدردان خواهشمندم با بیان نظرات خود اینجانب را راهنمائی کنید واینجا را یک محل امن برای ابراز عقاید خود انتخاب کنید . <معلم شهید:ارزش ماورائی هر کسی به اندازه حرفهائی است که برای نگفتن دارد>
2
نوشته شده در جمعه نوزدهم فروردین 1384ساعت 15:36 توسط مهدي مقضی
|
|
|||||
|
|||||